در سراسر پاکستان، حرکت از پایینترین به بالاترین پنجک درآمدی با افزایشی نزدیک به ۳۸ واحد درصدی در میزان سواد همراه است؛ امری که بهروشنی نشان میدهد پیامدهای آموزشی بهطور تنگاتنگی با موقعیت اقتصادی خانوار پیوند خورده است. این الگو بهصورت پایدار در میان مردان و زنان و نیز در جمعیتهای شهری و روستایی مشاهده میشود.
در پایینترین پنجک درآمدی، سطح سواد در همهٔ گروهها پایین باقی میماند: مردان شهری (۵۶٪)، زنان شهری (۴۲٪)، مردان روستایی (۴۹٪) و زنان روستایی (۲۸٪). در مقابل، در بالاترین پنجک درآمدی، سواد در همهٔ گروهها بهطور چشمگیری افزایش مییابد و به ۹۳٪ در میان مردان شهری، ۸۳٪ در میان زنان شهری، ۸۴٪ در میان مردان روستایی و ۶۵٪ در میان زنان روستایی میرسد.
شکاف جنسیتی در همهٔ سطوح درآمدی پایدار است: در هر پنجک، مردان باسوادتر از زناناند و جمعیتهای شهری عملکرد بهتری نسبت به روستاییها دارند. با این حال، دادهها بهروشنی نشان میدهد که درآمد عامل غالب است: یک زن شهری فقیر همچنان وضعیت نامطلوبتری نسبت به یک مرد روستایی ثروتمند دارد؛ بنابراین جغرافیا نمیتواند فقر را جبران کند. زنان روستایی با «دو محرومیت» مواجهاند و در هر سطح درآمدی کمترین میزان سواد را ثبت میکنند. با این وجود، شیب تند درآمدی برای زنان روستایی—از ۲۸٪ در پایینترین پنجک تا ۶۵٪ در بالاترین—نشان میدهد که سیاستگذاری و اصلاح نظامها میتواند بهطور معناداری نتایج را بهبود بخشد.
نظر شما